X
تبلیغات
منتخب تفاسیر - سوره ماعون[107]

منتخب تفاسیر

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ منتخب تفاسیر خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

سورة الماعون (107)
 بسم الله الرحمن الرحيم
 أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ (1) فَذَلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ (2) وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ (3) فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ (4) الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ (5) الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ (6) وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ (7)


اين سوره سيماى افراد منفى را معرفى مى‏كند:
كسانى كه نسبت به دين، ديدگاه منفى دارند. <<يكذّب بالدّين>>
نسبت به يتيم و مسكين منفى هستند و آنان را طرد مى‏كنند. <<يدعّ اليتيم و لا يحضّ>>
در عبادت و نماز منفى هستند و اخلاص ندارند. <<ساهون - يراءون>>
در خدمت به مردم منفى هستند. <<يمنعون الماعون>>
مراد از «دين» در اينجا روز قيامت است، مانند <<مالك يوم الدين>>
«دَعّ» راندن همراه با خشونت و «حَضّ» تشويق و ترغيب ديگران است.
مراد از تكذيب دين و معاد در اين سوره، تكذيب قلبى است، نه قولى؛ زيرا مخاطب سوره، كسانى هستند كه نماز مى‏خوانند ولى نمازشان همراه با ريا و خودنمايى و سهو و غفلت است.
«ماعون» از «مَعن» به معناى ابزار و وسايلى است كه معمولاً همسايگان به يكديگر عاريه مى‏دهند تا آنكه نيازشان برطرف شود. مثل ظروف غذاخورى در مهمانى‏ها.
دين يك مجموعه به هم پيوسته است. نمازش از اطعام مسكين و رسيدگى به محرومين جدا نيست.
در روايات، «ساهون» به معناى سستى، ترك و ضايع كردن نماز آمده است.<1050>
حساب حضور در نماز جماعت، به خاطر حفظ شعائر الهى، از حساب ريا و خودنمائى به خاطر اهداف نفسانى جداست.
در حديث مى‏خوانيم: كسى كه از دادن لوازم منزل خود به همسايگان دريغ ورزد، خدا روز قيامت لطف خود را نسبت به او دريغ خواهد كرد.<1051> البته در حديث ديگرى مى‏خوانيم كه پرسيدند: ما همسايگانى داريم كه هرگاه وسائلى به آنان عاريه مى‏دهيم، مى‏شكنند يا خراب مي كنند، آيا گناه است كه به آنان ندهيم؟ حضرت فرمود: در اين صورت مانعى ندارد.<1052>
در حديث مى‏خوانيم: هر كس به اوقات نماز بى‏اعتنائى كند و نماز را در اول وقت نخواند، ويل دارد.<1053>
امام صادق عليه السلام فرمودند: ماعون، شامل قرض الحسنه و هر كار نيك درباره ديگران و در اختيار قراردادن وسائل خانه و از جمله زكات است.<1054>
سنگدلى انسان به جائى مى‏رسد كه:
نسبت به سخت‏ترين نوع فقر كه مسكين است.
نسبت به ضرورى‏ترين نياز كه خوراك است.
آن هم به مقدار مصرف نه ذخيره.
نه خود اقدامى مى‏كند و نه ديگران را تشويق مى‏كند.
نگاهى به مسئله ريا
ريا و سُمعه دو خطر و آفت بزرگ هستند كه افراد مؤمن را تهديد مى‏كند. ريا آن است كه انسان كارى را براى ديدن مردم انجام دهد و سُمعه آن است كه كارى را بجا آورد و هدفش آن باشد كه كارش به گوش مردم برسد. اين دو كار از نشانه‏هاى نفاق است. چنانكه قرآن درباره منافقان مى‏فرمايد: <<اذا قاموا الى الصلوة قاموا كسالى يراءون النّاس>><1055> چون به نماز مى‏ايستند، نمازشان با كسالت و رياكارى است، همان گونه كه به ديگران كمك نمى‏كنند مگر در حال كراهت و نارضايتى. <<و لا ينفقون الا و هم كارهون>><1056>
بر اساس روايات، رياكار ظاهرى زيبا و باطنى مريض دارد؛ در ظاهر اهل خشوع و تواضع است، ولى در باطن دست از گناه بر نمى‏دارد. او در ظاهر گوسفند و در باطن گرگ است. به جاى آنكه از دنيا آخرت را بدست آورد، از آخرت به سراغ دنيا مى‏رود و از پرده‏پوشى خداوند سوء
استفاده كرده و گناه مى‏كند. پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمود: سخت‏ترين عذاب‏ها براى كسى است كه مردم در او خير ببينند در حالى كه در او خيرى نيست. فرشتگان اعمال برخى انسان‏ها را بالا مى‏برند، ولى خطاب مى‏رسد: هدفش خدا نبوده است، آن را برگردانيد.
در فرهنگ اسلامى، ريا، نوعى شرك است و امام صادق‏عليه السلام درباره كسى كه عمل نيكى انجام دهد، اما نه براى خدا، بلكه براى اينكه مردم بشنوند و او را ستايش كنند، فرمود: او مشرك است، سپس آيه <<لا يشرك بعبادة ربه احدًا>><1057> را تلاوت فرمود.<1058>
علامت رياكار آن است كه اگر ستايش شود كار نيكش را توسعه مى‏دهد و اگر ستايش نشود از كار خود مى‏كاهد. ناگفته نماند كه اين همه توبيخ و انتقاد براى كسانى است كه از ابتدا، كار را براى غير خداوند انجام مى‏دهند، ولى اگر انسان از آغاز هدفى جز خداوند نداشت، ومردم از كار او آگاه شدند، مانعى ندارد. امام باقرعليه السلام فرمود: هيچ كس نيست مگر آنكه دوست دارد خوبى‏هايش در مردم ظاهر شود، به شرط آنكه از ابتدا نيّت او مردم نباشد. «اذا لم يكن صنع ذلك لذلك»<1059>
اخلاص
در برابر ريا و سمعه، اخلاص است كه در حديث مى‏خوانيم: خداوند جز خالصان را نمى‏پذيرد <<الا للّه الدّين الخالص>><1060> و هر كس چهل روز خود را خالص كند، چشمه‏هاى حكمت از قلب او به زبانش جارى مى‏شود. «من اخلص للّه اربعين صباحاً ظهرت ينابيع الحكمة من قلب
الى لسانه»<1061> و نشانه ايمان كامل آن است كه حُب و بغض و بخشيدن و نبخشيدن براى خدا باشد و افضل عبادت اخلاص است و از فاطمه زهراعليها السلام نقل شده كه فرمود: « من اَصعد الى اللّه خالص عبادته اهبط اللّه عزّ و جلّ افضل مصلحته»<1062> هر كس عبادت خالص به درگاه خداوند فرستاد، خداوند بهترين مصلحت او را برايش نازل مى‏كند.
نكته ها
1- تكذيب عملى قيامت از سوى اهل ايمان، امرى شگفت‏آور و جاى سؤال است. <<اَرايت الّذى>>
2- طرد يتيم انسان را از خدا دور مى‏كند. <<يكذّب بالدّين... يدعّ اليتيم>>
3- نشانه ايمان، يتيم نوازى و توجه به گرسنگان و محرومان است و هركس بى‏توجه باشد بى‏دين است. <<يكذّب بالدّين... يدعّ اليتيم>>
4- ميان عقيده و عمل رابطه تنگاتنگ است. (مسائل جزئى مثل طرد يتيم را جزئى نگيريد كه گاهى از مسائل مهمى مثل تكذيب دين خبر مى‏دهد). <<يكذّب بالدّين... يدعّ اليتيم>>
5 - نيازهاى عاطفى، مقدم بر نيازهاى جسمى است. (اول محبت به يتيم، سپس سير كردن مسكين) <<يدعّ اليتيم... طعام المسكين>>
6- هر نمازى ارزش ندارد و هر نمازگزارى بهشتى نيست. <<فويل للمصلّين>>
7- سهو اگر برخاسته از تقصير و بى‏اعتنائى باشد، سرزنش دارد. <<عن صلاتهم ساهون>>
8 - سهو در نماز قابل جبران و بخشش است ولى سهو از نماز، به معناى رها كردن آن، قابل بخشش نيست. <<عن صلاتهم>> (نه «فى صلاتهم»)
9- خطر آنجاست كه كار زشت سيره دائمى انسان شود. <<يكذّب... يدعّ... لا يحضّ>> (قالب فعل مضارع بيانگر استمرار كار است)
10- اخلاص، شرط قبولى نماز و عبادت است. <<فويل للمصلّين الّذين... يراءون>>
11- اطعام فقرا مخصوص توانگران نيست، همه وظيفه دارند، گرچه از طريق تحريك و تشويق ديگران باشد. <<لا يحضّ على طعام المسكين>>
12- كسى كه گاهى از نماز غافل مى‏شود، مشمول ويل است، پس وضع تاركان دائم نماز چيست! <<فويل للمصلّين... عن صلاتهم ساهون>>
13- بى‏تفاوتى نسبت به نيازهاى ضرورى مردم كيفر دارد. <<فويل للمصلين... يمنعون الماعون>>
14- خدمت به مردم در كنار نماز است. <<فويل للمصلين... يمنعون الماعون>>
15- غفلت از نماز، بستر غفلت از مردم است. <<عن صلوتهم ساهون... يمنعون الماعون>>
16- بى اعتنائى به گرسنگان، نشانه بى‏اعتقادى به قيامت است. <<يكذّب بالدّين... و لا يحض على طعام المسكين>><1063>
17- سهو از اصل و حقيقت نماز مهم است، نه از تعداد ركعات كه گاهى عارض مى‏شود و قابل جبران است. <<عن صلاتهم ساهون>>
18- افرادى كه از خدا جدا شوند، به دنبال كسب جايگاهى در نزد ديگران با ريا كارى هستند. <<يكذّب... يراءون>>
19- بخل، ويژگى منكران معاد است، كه حتى از عاريه دادن چيزهاى كوچك و ناچيز بخل مى‏ورزند. <<يكذّب... يمنعون الماعون>>
«والحمدللّه ربّ العالمين»

[ شنبه بیستم آبان 1385 ] [ 22:22 ] [ ]

[ ]

 

سوره ماعون [107]

 

اين سوره در ((مكه )) نازل شده و داراى 7 آيه است .

محتوا و فضيلت سوره :

در ايـن سوره صفات و اعمال منكران قيامت در پنج مرحله بيان شده , كه آنهابه خاطر تكذيب اين روز بـزرگ چگونه از ((انفاق )) در راه خدا, كمك به ((يتيمان )) و((مسكينان )) سر باز مى زنند, و چگونه در مورد ((نماز)) مسامحه كار و رياكارند, و ازكمك به ((نيازمندان )) روى گردانند؟

در فـضـيـلـت تلاوت اين سوره در حديثى از امام باقر(ع) آمده است كه :((هركس اين سوره را در نـمازهاى فريضه و نافله اش بخواند خداوند نماز و روزه او راقبول مى كند, و او را در برابر كارهائى كه در زندگى دنيا از او سر زده است موردمحاسبه قرار نمى دهد)).

در شـان نزول اين سوره بعضى گفته اند: درباره ((ابوسفيان )) نازل شده كه هرروز دو شتر بزرگ نحر مى كرد, و خود و يارانش از آن استفاده مى نمودند اما روزى يتيمى آمد و تقاضاى چيزى كرد او با عصايش بر او زد و او را دور كرد.

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر.

(آيه1)ـاثرات شوم انكار معاد:در اين سوره نخست پيغمبراكرم (ص) را مخاطب قرار داده , و اثرات شوم انكار روز جزا را در اعمال منكران بازگو مى كند, مى فرمايد: ((آيا كسى كه روز جزا راپيوسته انكار مى كند ديدى ))؟! (اريت الذى يكذب بالدين ).

منظور از ((دين )) در اينجا ((جزا)) يا ((روز جزا)) ست , و انكار روز جزا و دادگاه بزرگ آن , بازتاب وسيعى در اعمال انسان دارد كه در اين سوره به پنج قسمت از آن اشاره شده است .

(آيه2)ـ سپس بى آنكه در انتظار پاسخ اين سؤال بماند مى افزايد: ((او همان كسى است كه يتيم را با خشونت مى راند))! (فذلك الذى يدع اليتيم ).

(آيـه3)ـ ((و (ديـگـران را) بـه اطـعـام مسكين و مستمند تشويق نمى كند))(ولا يحض على طعام المسكين ).

(آيه4)ـ در سومين وصف اين گروه , مى فرمايد: ((پس واى بر نمازگزارانى كه )) (فويل للمصلين ).

(آيه5)ـ ((در نماز خود سهل انگارى مى كنند)) (الذين هم عن صلا تهم ساهون ).

نـه ارزشى براى آن قائلند, و نه به اوقاتش اهميتى مى دهند, و نه اركان وشرائط و آدابش را رعايت مى كنند.

(آيـه6)ـ در چـهـارمـيـن مرحله به يكى ديگر از بدترين اعمال آنها اشاره كرده ,مى فرمايد: ((همان كسانى كه ريا مى كنند)) (الذين هم يراؤن ).

جـامـعه اى كه به رياكارى عادت كند, نه فقط از خدا و اخلاق حسنه و ملكات فاضله دور مى شود, بـلـكـه تـمـام بـرنامه هاى اجتماعى او از محتوا تهى مى گردد, و دريك مشت ظواهر فاقد معنى خلاصه مى شود, و چه دردناك است سرنوشت چنين انسان , و چنين جامعه اى !.

(آيه7)ـ و در آخرين مرحله مى افزايد: ((و ديگران را از ضروريات زندگى منع مى كنند)) (ويمنعون الماعون ).

مـسـلما يكى از سرچشمه هاى تظاهر و رياكارى عدم ايمان به روزقيامت , وعدم توجه به پاداشهاى الـهـى اسـت , و گـرنـه چـگونه ممكن است انسان پاداشهاى الهى را رها كند و رو به سوى خلق و خوشايند آنها آورد؟.

((مـاعـون )) از مـاده ((معن )) به معنى چيز كم است , و منظور از آن در اينجا اشياجزئى است كه مردم مخصوصا همسايه ها از يكديگر به عنوان عاريه يا تملك مى گيرند, مانند مقدارى نمك , آتش (كبريت ) ظروف و مانند اينها.

بـديـهـى اسـت كـسـى كـه از دادن چنين اشيائى به ديگرى خوددارى مى كند آدم بسيار پست و بى ايمانى است , يعنى آنها به قدرى بخيلند كه حتى از دادن اين اشياكوچك مضايقه دارند.

پيغمبراكرم (ص) فرمود: ((كسى كه وسائل ضرورى و كوچك را از همسايه اش دريغ دارد خداوند او را از خير خود, در قيامت منع مى كند, و او را به حال خود وامى گذارد, و هركس خدا او را به خود واگذارد, چه بد حالى دارد؟)).

((پايان سوره ماعون )).

[ شنبه بیست و هفتم اسفند 1384 ] [ 17:48 ] [ ]

[ ]



مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه